13 بازی برتر سبک بقا برای کامپیوتر • دیجیکالا مگ

فشرده شدن باعث شد تا ابر به سقوط یا فروریختن بر سر هم آغاز کند، زیرا قوه جاذبه، گاز ها را به سوی هم می کشید و در نتیجه سحابی (ابر) خورشیدی را بوجود آورد. و سایر منابع به صورت بی وقفه و پیوسته بر عهده دارد. تزئین به­معنای آراستن و زینت­دادن است و از آن­جایی که فطرت بشر تمایل به­عنصر زیبایی دارد و در پی­آن است، لذا با آراستن محیط اطراف سعی در فرونشاندن عطش زیبایی دارد.«تزئین ماده در هنراسلامی را می­توان اصیل­گردانی آن ماده تعبیر کرد، بدین معنی که هر فرایندی که باعث می­شود ماده اصیل گردد و با نمونه ازلی و آرمانی شباهت بیش­تری داشته باشد، آن ماده را نماد سرراست­تر و قابل درک­تری از عالم باطن می­سازد».(عنایت،1387، 35) تزئین در هنر ایرانی- اسلامی و به­ویژه هنر فلزکاری دوران­سلجوقی از جایگاه مهمی برخوردار است، زیرا تزئینات هدف­مند صورت می­گیرد تا علاوه بر زیبایی ظاهری، مسئولیت مهم انتقال معانی بلند اسلامی – ایرانی را نیز به­انجام رساند.

بنا بر این آیات، یهودیان معتقدند تاریکی موجودی خلقشده است که پیش از روشنایی آفریده شده است و به معنی عدمروشنایی نیست (کهن، 1350: 57). و ظاهراً این تاریکی فراگیر چیزی جدا از نبود روز و یا نور خورشید است؛ زیرا در عبارات بعدی تورات، نوبت به خلقت شب و روز و اجرام سماوی ازجمله خورشید و ماه میرسد. در خلاصه داستان فیلم با بازی هواوی یو، ای ژانگ و هایلو کین آمده است: در دهه 1930 دولت دست نشانده ژاپن در منچوری حکومت می کند که مخالفان زیادی در بین مردم دارد، یک گروه از نیروهای کمونیست آموزش دیده در شوروی از طریق مرز این کشور با چین، وارد چین می شوند تا با انجام یک سری عملیات خرابکارانه دولت را تضعیف کرده و دولت خود را بر سر کار بیاورند.

جیانگ به خاطر اینکه دیزی در کوهنوردی بسیار حرفه ای است او را به صورت موقت استخدام می کند اما در اولین عملیات کوهنوردی دیزی ریسک بسیار بالایی می کند و جیانگ شخصا مجبور می شود خود برای نجات دیزی اقدام کند. مک در زندان با یک فرد خلافکار مقابله می کند و او را شکست می دهد و محبوبیتی به دست می آورد و بعد هم موفق به فرار می شود. پس چندان هم جای تعجب ندارد که با حمایت و سرمایه گذاری شخصیت هایی مانند جیمز کامرون، کارگردان شناخته شده سینما و مدیران ارشد گوگل و البته ریچارد برانسون مالک متمول شرکت ویرجین گلکتیک ـ که رویای راه اندازی صنعت گردشگری فضایی و همچنین سفر به اعماق اقیانوس ها را در سر می پروراند ـ شرکت هایی مثل Planetary Recourses در عرض کمتر از یک دهه تشکیل و آماده پرتاب نخستین سری از تجهیزات آزمایشی استخراج عناصر گرانبها از فضا می شود.

زحل دومین سیاره بزرگ منظومه شمسی است و پس از آن اورانوس و نپتون هستند. اورانوس حدود 84 سال طول می کشد تا یک چرخش منفرد به دور خورشید انجام دهد، اما فقط 10 ساعت و 49 دقیقه طول می کشد تا حول محور خود بچرخد. اما اغلب فیلمها ترجیح میدادند که قید دردسرهای آن را بزنند و فقط بلکباسترهایی نظیر سوپرمن یا چند هریپاتر قسمتهایی از فیلم را برای نمایش در سالنهای آیمکس سه بعدی میکردند اما هنر اوتار این است که لذت این نوع نمایش را هم برای تماشاگران و هم کمپانیهای سازنده فیلم زنده کرد و لذا انتظار میرود موجی از نمایش آثار سه بعدی در سینما شکل بگیرد.

کشتی کوچک آنها دچار سانحه می شود و فقط ویولا زنده می ماند. هرچند حفظ سلامت مریخنوردان برای دوره کوتاهمدت میسر است، ولی افرادی که قصد حضور طولانی مدت در خارج از کره زمین را داشته باشند برای حفظ سلامتی خود حتما باید دچار تغییر ژنتیکی شوند. والدینش تصمیم می می گیرند برای تعطیلات به خارج از شهر بروند اما در انجا هم کرامبل شیطنت های خود را دارد که توسط دو مرد بی دست و پا دزدیده می شود.

در خلاصه داستان فیلم با بازی بیل نیی، ویکتوریا هیل، مارتین ساکس، میلان برچ، جولیا بیلینگتون، بن وود، کلتون پل و آنتونی گولی آمده است: ریتلی با مادرش برای همیشه می خواهند نزد پدربزرگش که در روستایی در استرالیا زندگی می کند بروند ولی ریتلی راضی نیست. در خلاصه داستان فیلم با بازی تدی، رز مالسون، آلن، پیپا هیوود و متیو گود آمده است: دیوید و آلیس هر دو از همسرشان جدا شده اند و هر کدام دو فرزند هستند با هم ازدواج کرده اند ولی بچه هایشان چیزی نمی دانند آنها به یک کلبه ساحلی می روند که این موضوع را به بچه ها بگویند.

هر بچه موشی شخصیت خاص خود را دارد. هویت زنانه پاندورا در کانون اصلی حیات این سیاره تجلی پیدا می کند که ناوی ها آن را در درخت مقدس خود به نام ایوا، Eywa، می دانند. دو برادر انگلیسی نزد جیانگ می آیند و از او تقاضا می کنند هواپیمایی که در میانه کوه اورست سقوط کرده و حاوی اسناد، مدارک و پول زیادی است را پیدا کند. هر بار قصد و نیت او کمک به حیوانات و مردم است که باعث خسارت های زیادی می شود.

مردم که مک را دوست دارند به شرلوک اهانت می کنند. مردم دورش جمع شدهاند تا از او شفا بگیرند. در یکی از این کلونی ها مردی به نام پرنتیس قدرت را در دست می گیرد که مرد ها نمی توانند ذهن او را بخوانند ولی زن هامی توانند. با افزایش سن، پوست شروع به شل شدن می کنید طوری که کلاژن و انعطاف خود را از دست می دهد. در این فیلم با بازی آماندا سِیفرید، اِد هِلمز و لی رِمینی خواهیم دید: ادی کمبل در برنامه تلویزیونی شرکت می کند و برای شرکت در این برنامه ها پول می گیرد.

ادی که عاشق دختری به نام جودی بوده است به خاطر این برنامه جودی را از دست می دهد ولی دوباره با جودی دیدار می کند. تا اینکه توجه یکی از برنامه های طنز به سوی او جلب می شود و این باعث بر هم خوردن زندگی ادی می شود. دزدان متوجه او می شوند و می خواهند او را بگیرند، ریتلی فرار می کند و از منطقه دور می شود. دو برادر می گویند از طرف ارتش و سازمان اطلاعات آمده اند و این مدارک باعث جلوگیری از جنگ کشورهای منطقه هیمالیا می شود.

چن شاومنگ بازیگر شکست خورده سینما از فرصت استفاده کرده مدارک هویتی، سوئیچ ماشین و کلید خانه او را برداشته و خودش را جای ژو کوان جا می زند بدون آن که از گذشته او خبر داشته باشد. او به سراغ زن می رود اما توان کشتن او را ندارد. حتی برخی از آیتم ها را می توان با هم ترکیب کرد و سلاح یا وسیله جدیدی را خلق کرد. او رفته رفته با همدستی کشیش، فضایی مذهبی به وجود می آورد و زن ها را عامل شیطان معرفی کرده و با همین بهانه همه زن های کلونی را به قتل می رساند.

الی شبانه ماشین مدرسه را برداشته و راهی جاده می شود ماشینش خراب می شود و پلیس او را به تعمیرگاهی می رساند الی عمویش تیم را میشناسد و نزد او می ماند و در کارگاه او کار می کند. در این فیلم خواهید دید: ماشاءالله ایرانمنش از کرمان راهی پایتخت می شود تا ارث پدری اش، آپارتمان شماره 13 را بفروشد و کارگاه تراشکاری کارفرمای خود را در زادگاهش خریداری و با دختر محبوبش ازدواج کند؛ اما آپارتمان به دلیل وجود ساکنان مجتمع که آدم های بدقلقی هستند فروش نمی رود؛ ابراهیم در کنار در ورودی آپارتمان بساط میوه فروشی به پا کرده؛ دیگری یک شرکت خصوصی؛ یکی مطب دندانپزشکی و چهارمی آرایشگاه زنانه.

به دلیل مایل بودن محور قطبها، زاویهٔ تابش آفتاب در طول سال تغییر می کند، درازی شب و روزنامساوی می شود و فصل های مختلف به وجود می آید. داستان فیلم با بازی دیو پاتل، آنیرین بارنارد، پیتر کاپالدی و مورفید کلارک خواهیم دید: دیوید کاپرفیلد در دهه 1840 در انگلستان پس از گذراندن دوران سخت و مشقتبار کودکی در تلاش است تا با هدایت و تغییر زندگی بیسر و سامانش به هدفی که از دنیا میخواهد، یعنی نویسندگی و تبدیل شدن به انسانی با اصالت برسد اما در این حین، مشکلات مختلف زندگی، تقریبا او را در خود حل می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید