متن كامل شازده كوچولو

کشتی اختراعی پروفسور «تورنسل» شباهت عجیبی دارد به کشتی کاپیتان «نِمو» در «بیستهزار فرسنگ زیر دریا» و جستجوی «تنتن» و «هادوک» و دروستاناش در جزیرۀ گنج، ماجراهای جزیرۀ اسرارآمیز ژول ورن را به یاد میآورد. شخصیت کاپیتان «هادوک»، در این داستان است که شکل گرفته و از زیر سایۀ «تنتن» بیرون میآید؛ تا جایی که «تنتن» سخت میتواند کنترلش کند. صاحبنظران سینما بر این باورند که فیلمهای چند قسمتی میتواند مخاطبان بیشتری را برای تماشای قسمتهای بعدی جذب کند، اما واقعیت از این قرار است که فیلم مورد نظر هم باید پتانسیل جذب کردن مخاطبان را داشته باشد، در غیر این صورت، موفق نخواهد شد در صدر جدول رقابت با فیلمهای علمی تخیلی دنیا قرار بگیرد.

در مقدمه کتاب خویش می­نویسد:«لغت اصل اصطرلاب به­سین است و بعضی آن را به­صاد بدل می­کنند».(مدرس رضوی،1370، 414) حمزه­اصفهانی، «نام ستاره­یاب را نقل کرده و اسطرلاب را معرب آن شمرده است».(مرادی و صالحی،1388، 44) به­نظر بیرونی، «ممکن است نام ستاره­یاب درواقع ابداع ستاره­شناسان ایرانی و مستقل از واژه­ یونانی بوده­باشد».(دایره المعارف،1377،ج8) دایره جهان­نما نام دیگر اسطرلاب است که ملاحسین­واعظ­ کاشفی­سبزواری در کتاب “آیینه اسکندری” نوشته است:«ابوریحان بیرونی در کتاب­التفهیم می­نویسد، که لغت اسطرلاب در اصل اسطرلابون بوده، اسطبه معنی کوکب و لابون به معنی آیینه و معنی اسطرونومیا به معنی ستاره شناسی است».(بیرونی،1318، 285) و در مورد جنس اسطرلاب­ها نیز باید گفت: «جنس اغلب اسطرلاب­ها فلزی بوده و احتمالا از یک آلیاژ چهاربخشی حاصل از مس، روی، قلع و سرب ساخته شده­اند.

ویژگیهای فیزیکی، پیشینه ی زمین شناسی و گردش زمین باعث شدهاند تا زندگی در این دورهها در آن پابرجا بماند و انتظار آن میرود که برای ۵۰۰ میلیون تا ۲٫۳ میلیارد سال دیگر نیز زندگی همچنان ادامه داشته باشد. گردبادهای کوچک می توانند برای مدت کوتاهی خاک را از سطح سیاره بالا ببرند. به همین دلیل این فلزات در پوسته ی زمین به صورت خالص یافت می شوند. با روش رادیواکتیو ، مشخص شد که در نسل های پیدا شده ، شناخته شده در پوسته زمین ، نزدیک به 4 میلیارد راکی تبدیل می شود. معبد خورشید، آنقدر جاذبه داشت که در اواخر دهۀ شصت یک انیمیشن بلند از آن تهیه شد.

با خواندن کوسههای دریای سرخ، ناخودآگاه یاد «جیمز باند» میافتیم و به این فکر میکنیم که فیلمهای «جیمز باند» در دهۀ بعد، تا چه اندازه وامدار قصههای «تن-تن»، خاصه این کتاب بودند. اما چه ستارههایی… بیحرکت، یخزده، بدون اون همه درخشندگی که از زمین به نظر میاومد! اما «هرژه»، برای چاپ این داستان، ایدههای بلندپروازانهتری داشت. فردی دیگر، ذوبشوندگی را نیز بر این کیفیات میافزاید؛ در نتیجه، واژهی طلا برای او نشانگر جسمی براق، زرد رنگ، ذوبشونده و بسیار سنگین خواهد بود. اما در جاهایی از مدارش هم به اندازه ی دو میلیارد کیلومتر بیش از نپتون از خورشید دور میشود.

عطارد برای چرخیدن به دور خورشید تنها به ۸۸ روز زمان احتیاج دارد. دیدار با «لبلانک» وسیلهای بود برای بیرون آمدن از این بحران. حاصل کار، تحرک بصری خیرهکنندهای است که گویی میخواهد از دل کار بیرون بزند. «هرژه» گویی با این کتاب خواسته، کمی به خود استراحت داده و فضای جدی کتابهای قبلی را از بین ببرد. خوشبختانه موجودات فضایی هنوز متوجه فرار و حضور سعید در بین آدمکهای پراکنده در سطح شهر نشده بودند. ، که بر مبنای آن، وجود و ماهیت در خارج متحدند و لذا وجود، هیچ چیزی را به ماهیت بما هو ماهیت اضافه نمیکند.

در حقیقت مقادیر قابل توجهی از فلزات گرانبها در هسته زمین وجود دارند و جالب اینکه آنقدر زیاد است که با استفاده از آن میتوان سراسر زمین را با لایهای به قطر 4 متر پوشاند. این ریزبینی را در رنگآمیزی تابلوهای ترسیم شده نوسط «هرژه» میتوان دید، یا در طراحی لباس کاهنان معبد اینکاها و … در این داستان، «تنتن»، «میلو»، کاپیتان «هادوک» به دنبال پیداکردن پروفسور «تورنسل» -که در قسمت پیشین دزدیده شده بود- سر از معبد اینکاها درمی-آورند و تا مرز سوزاندهشدن توسط اینکاها پیش میروند. «تنتن» این بار به خاورمیانه، به یک کشور خیالی عربی به نام «حمد» میرود تا از راز بنزینهای تقلبی فروختهشده به اروپا سر دربیاورد.

عامل شوخیساز دیگر، عبدالله پسر شیطان امیر «حمد» است که با سیگارهای فشفشهایاش، شخصیتهای قصه را ذله میکند. شخصیتهای همیشگی «هرژه» در این دو داستان، در اوج تکامل و پختگیاند. ماجراهای کوسههای دریای سرخ چاپ شده به سال ۱۹۵۸ را میتوان به نوعی مروری بر اکثر شخصیتهای داستانهای قبلی دانست. چاپ این مجله تا ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ ادامه داشت و به «هرژه» این فرصت را داد تا ارج و قرب سابق را به ماجراهای «تنتن» -که به علت همکاری «هرژه» با نازیها چندان اعتنایی به آن نمیشد- برگرداند.

به گفته وی از لحظه غروب مهرتابان (ساعت ۱۶ و ۵۵ دقیقه در تهران) در این روز حدود ۲ ساعت رصدگران برای مشاهده این همنشینی فرصت خواهند داشت. این کشف تصادفی در حیاط خلوت آن انگلیسی بود که برای سیاره نوآوری کثیف مناسب بود. معبد خورشید، منتشرشده به سال ۱۹۴۹، ماجراهای هفت گوی بلورین را در پرو دنبال میکند. هفت گوی بلورین، اینگونه به یکی از موفقترین کارهای «هرژه» تبدیل شد و او را بر آن داست که استودیوی شخصی کوچک تازهتأسیساش را برای سالهای بعد وسعت دهد. هدف کرۀ ماه و روی ماه قدم گذاشتیم، اولی چاپ شده در ،۱۹۵۳ دقیقاً ۱۶ سال پیش از سفر نخستین انسان به ماه و دومی در ۱۹۵۴، دوگانۀ علمیتخیلی مشهور «هرژه»اند؛ نگاهیاند به قصههای فضایی ژول ورن، «هرژه» برای خلق این دو کتاب، گروهی از هنرمندانی را که در مجلۀ «تنتن» با او همکاری میکردند گرد خود جمع کرد و استودیوی شخصیاش را گسترش بخشید.

ما اگر نسخۀ فرانسه یا انگلیسی کتابها را داشتیم -در زمانیکه «تنتن» و ماجراهایش برای ما یک بت دستنیافتنی بود- شاید پی میبردیم که منظور از «Pithecunthropous»، انسانهاییاند که بر مبنای بقایای استخوانیشان شناسایی میشوند و یا منظور از Nictulope، هر جانوری است که در دل ظلمات توانایی دیدن دارد و … تو اگر دوست میخواهی بیا و مرا اهلی کن! اگر چنین اتفاقی بیفتد چگونه ما قادر خواهیم بود تا از طریق گذر زهره متوجه آن شویم؟ در همین مجله بود که «جاکوبز» و «آلیس دیوس» برای نخستین بار هفت گوی بلورین را با آبرنگ رنگآمیزی کردند. او سپس با رنگهای تندی چون گوی بلورین آتشینی که حاوی نوعی گاز است و قربانیانش را به خوابی عمیق فرو میبرد، دنیایی از آشفتگی و نابسامانی آفرید که روح طرحهای رنگشدۀ «هرژه» در این اثر خاص است.

«هرژه» در این فیلم، از فرم فیلمهای خبری و مستند نهایت استفاده را میکند تا به تصاویر خود سندیت بیشتری داده باشد. در ماجرای «تورنسل» «هرژه» به تناوب از پردۀ عریض اسکوپ در کادربندیهایش استفاده میکند تا آب و رنگی به روز شده به قصههای سینماییاش داده باشد. از سال 1970 میلادی، به تدریج یک بزرگراه طولانی احداث شد که از میان جنگل های آمازون در برزیل عبور می کرد و ده ها راه فرعی نیز از داخل جنگل ها به این بزرگراه مربوط می شدند. به ویژه مریخ نزدیک و درخشان در دوره نمونه های اولیه بزرگ ، هنگامی که دیده می شود ، زیرا در لحظه نمونه سازی از نزدیک پرهلیون عبور می کند.

طرح «هرژه» به همان اندازۀ خواست قهرمانان این قصه برای سفر به ماه، در زمان خودش بلندپروازانه بود. این مخترع سنگینگوش که به «تنتن» قول همکاری برای جستجوی گنج داده، قاچاقی وارد کشتی «تنتن» و دوستاناش شده و با ندانمکاریهایش، سرزندگی ماجراهای «تنتن» را دوچندان میکند. راز اسب شاخدار پیش از آنکه وامدار هنر سینما باشد، متأثر از ادبیات قرن هیجدهمی و داستانهای مربوط به دزدان دریایی و جزیرۀ گنج است.

«تنتن» و کاپیتان «هادوک» میکوشند ردی از رمز محل گنج را که در سه برگۀ جداگانه و در سه نمونۀ ماکت از کشتی اسب شاخدار جاسازی شده، بیابند. گنجهای راکام سرخ ادامهای بود بر اسرار اسب شاخدار که در سالهای پس از جنگ جهانی دوم منتشر شد. » به هر حال اسب شاخدار آنچنان کامل و بینقص مینمود که «هرژه» هیچگاه نیاز ندید آن را اصلاح و بازسازی کند. توانایی اجرای تاکتیکهای نبردهای نامنظم و همچنین بازسازی نبردهایی مهم همچون نبرد استالینگراد در بازی، Company of Heroes ۲ را تبدیل به عنوانی کرد که به این راحتیها فراموش نخواهد شد.

«هرژه» در این داستان از تجربههای دستیارش «جاکوبز» که در گذشته خوانندۀ اپرا بود بهره گرفت تا حال و هوای صحنههای تهدیدکنندۀ ابتدای کتاب را، که در یک سالن نمایش میگذشت، به دقت به تصویر بکشد. طراحی و رنگآمیزی این دو کتاب یکی ازشاهکارهای هنر کامیکاستریپ کارتونی را رقم زد. اما با وجود شکست تجاری یکی از بهترین داستان های فضایی تاریخ سینماست. از داخل ایستگاه فضایی بینالمللی شفقهای قطبی به شکل شعلههای عظیم سبز رنگی هستند که بر روی زمین میبارند؛ در این تصویر هم که به سال ۲۰۱۲ برمیگردد، بازوی رباتیک ISS را در کنار شفقهای قطبی جنوبی میبینیم که با برخورد بادهای خورشیدی به مولکولهای اتمسفر زمین و افزایش انرژی این مولکولها، باعث شکلگیری منظرهای چشمنواز شده است.

دیدگاهتان را بنویسید