جدیدترین خبرهای «فوران کوه اتشفشان

خطوط آن نوعی از خط پهلوی است و نوعی دیگر که از خط پهلوی گرفته شده و از بالا به پایین نوشته شده است و بعدها خط “اویغُوری” که خط اویغُوره و مغول ها باشد از این خط گرفته شده است. مورو ادعا میکند که آنها آنقدری ترسیده بودند که به سرعت کوه را از مسیری خطرناکتر پایین آمدند. قدیم ترین آثاری که از خط و زبان پهلوی در دست است دو قباله ی ملکی است که در ایالت اورامان کردستان چند سال پیش به خط پهلوی اشکانی و به زبان پهلوی بر روی کاغذ پوست به دست آمد و تاریخ آن مربوط به صد و بیست سال پیش از میلاد مسیح است و قبلا بدان اشاره شد.

این کتیبه مهم ترین ِکتیبه های هخامنشی است و از روی این نوشته ها قسمت بزرگی از تاریخ هخامنشی روشن می گردد. این لفظ در آغاز نام قومی بوده است دلیر که در (250 ق م) از خراسان بیرون تاخته یونانیان را از ایران راندند و در (226 ب م) منقرض شدند – و آنان را پهلوان به الف و نون جمع و پهلو و پهلوی خواندند، و مرکز حکومت آنان ری، اصفهان، همدان، ماه نهاوند، زنجان و به قولی آذربایجان بود که بعد از اسلام مملکت پهلوی نامیدند – در عصر اسلامی زبان فصیح فارسی را پهلوانی زبان و پهلوی زبان خواندند و پهلوی را برابر تازی گرفتند نه برابر زبان دری و آهنگی را که در ترانه های “فهلویات” می خواندند نیز پهلوی و پهلوانی می گفتند؛ پهلوانی سماع و لحن پهلوی و گلبانگ پهلوی اشاره به فهلویات می باشد.

دومین دوره جنبش آزادیخواهان، در آذربایجان و فارس و اصفهان بنیاد گرفت که منجر به فتح تهران و خلع محمدعلی شاه شد. ما در اینجا با کمک دو تن از کوهنوردانی که تمام عمر خود را وقف کوه اورست کردهاند، آلن آرنت و دکتر اریک جانسون، به سوالاتی که راجع به قلع اورست و فتح آن مطرح میشود پاسخ میدهیم. نام شهدای احد که همگی در کنار این کوه دفن شدند به تفصیل در مآخذ کهن ذکر شده است. 2- در همدان کتیبه ای از طرف اردشیر دوم بر پایه ی ستونی که در موزه ی بریتانی است به سه زبان نوشته شده است که خود و پدر و خانواده ی خویش را معرفی کرده است و اهورمزد و اناهیتا و میثره (مهر) را ستوده و از بنای اَپَدانه ای در همدان خبر می دهد که وی بنا گذارده است.

دیگر زبان پهلوی است، این زبان را فارسی میانه نام نهاده اند و منسوب است به “پرثوه” نام قبیله ی بزرگی یا سرزمین وسیعی که مسکن قبیله ی پرثوه بوده و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتابک (دشت خاوران قدیم) و از شمال به خوارزم و گرگان و از مغرب به قومس (دامغان حالیه) و از نیمروز به سند و زابل می پیوسته، مردم آن سرزمین از ایرانیان (سَکَه) بوده اند که پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل کردند و ما آنان را اشکانیان گوییم و کلمه ی پهلوی و پهلوان که به معنی شجاع است از این قوم دلیر که غالب داستان های افسانه ی قدیم شاهنامه ظاهرا از کارنامه های ایشان باشد باقی مانده است.

ـ “گوساینتان” سیزدهمین کوه ۸۰۰۰متری به معنای “خانهیمقدس” است. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. اما با وجود این به تاریخ تطور زبان پارسی یاری بزرگی کرده بسیاری از لغت های فارسی را که با لغات اوستا، فارسی باستانی و پهلوی از یک جنس ولی به دیگر لهجه است به ما وانمود می سازد و بنیاد قدیم زبان سغدی و بلکه ریشه و پایه ی زبان شیرین “دری” را که زبان فردوسی و سعدی است معلوم می دارد؛ و نیز از کشفیات به زبان های آریایی دیگری که زبان “تخاری” و زبان “سکایی” باشد می توان پی برد و اکنون مشغول حل لغات و تدارک صرف و نحو آن زبان ها می باشند.

همچنین در شوش کتیبه های کوتاه دیگری بر پاسنگ های ستون، آجرها، کاشی ها، مجسمه ها و لوحه های سنگی و میزهای مرمر و اشیاء متفرق از داریوش پیدا شده است که این شاهنشاه را معرفی مینماید؛ این یادگارها نیز همه به سه زبان پارسی، عیلامی و آسوری می باشد. این زبان خاصه قسمت های قدیم آن “گاثه” بسیار کهنه به نظر می رسد و مانند زبان سنسکریت و عربی دارای اعراب است، یعنی اواخر کلمات از روی تغییر عوامل تغییر می کرده است و حرکات گوناگون به خود می گرفته است، همچنین دارای علایم جنسی و تثنیه بوده است.

اسناد قدیمی دیگری که در دست است، باقی مانده ی کتب و آیین مانی و سایر مطالب از قبیل فصول از عهد جدید و مطالبی از کیش بودایی است که در آغاز قرن حاضر از طرف خاورشناسان از خرابههای شهر “تورفان” پیدا شد و به دست دانشمندان خوانده شد و قسمتی از آن ها انتشار یافت هرچند که دانشمندان تردید دارند که آیا بهتر است این خط و زبان را منسوب به “سُغُدی” بدارند یا منسوب به پهلوی شمالی ؟ در خاک خوزستان و پایتخت زمستانی شاهان هخامنشی بوده است – در شوش ارگ، قلعه و کاخ بزرگ و زیبایی داشته اند که ستون های سنگی شبیه به ستون های تخت جمشید و کاشی کاری های بسیار ممتاز در آن عمارت به کار برده شده بود و غالب این یادگارها در موزه ی “لُوْر پاریس” موجود است.

پایتخت روسیه مسکو است. توافقهای مرزی شوروی و ترکیه در ۱۹۲۱ که طی دو نشست در قارص (عهدنامه قارص) و مسکو (عهدنامه مسکو (۱۹۲۱)) با مبادله اراضی مرزهای خود را تغییر دادند، موجب تسلط ترکیه بر منطقه راهبردی آرارات شد. این زبان نیز یکی دیگر از زبان های قدیم ایران است و با اوستایی فرق اندک دارد و آن نیز چون اوستایی دارای اعراب و تذکیر و تأنیث می باشد؛ خط میخی برخلاف اوستایی و پهلوی از چپ به راست نوشته میشده است. غیر از این نبشته ها نبشته های دیگری هم از شاهنشاهان هخامنشی به زبان های دیگر غیر از پارسی در دست است مانند: بیانیه ی کورش بزرگ در بابل که به زبان و خط بابلی انتشار یافته بود – این کتیبه بر استوانه ای از گل رُس نبشته شده است دارای 45 سطر که قسمتی بزرگی از آن محو شده است.

بارگاه شاهنشاهی و بر طبق کتیبه ی درب بزرگ به صفت “وَسْ دَهْیو” یعنی “همه کشور” یا “همه کشورها” خوانده می شده است و جایگاه پذیرایی فرستادگان و بار دادن همه ی رعایای شاهنشاهی هخامنشی بوده؛ دیگر “اَپَدانَهْ” نام داشت ظاهرا از همان ماده ی “آبادان” و بیرونی شمرده می شد، قصر دیگر در دست چپ “اَپَدانَه” واقع است نام “صد ستون” داشته است و این نام در کتیبه ی پهلوی “شاپور سکانشاه” که روزی در این عمارت فرود آمده است دیده می شود و به جای خود از آن کتیبه گفتگو خواهد شد.

5- خرده اَوِستا – یعنی اوستای مختصر یا مسائل مختصر و خرد اوستا، و آن عبارت است از عبادات روزانه، ماهیانه، سالیانه، اعیاد، جشن ها، طریقه ی زردشتی گری، کُشتی بستن، آداب زناشویی، عروسی، سوگواری و غیره. اما آن چه تا امروز از روی آثار صحیح و تاریخی به دست آمده است قدیم ترین کلامی از زبان ایرانی که در دست ما می باشد همان سخنان اشو زرتشت سپیتمان است که در سرودهای دینی “گاثه” مندرج است و بعد از آن قسمت های قدیم اوستا که غالب آن ها نیز نظم است نه نثر؛ گاثه به زبانی است که آریایی های هند نزدیک بدان زبان کتاب های دینی و ادبی قدیم خود را تألیف و نظم نموده اند، نام کتاب زردشت چنان که گذشت “اوپستاک” بود و گاهی از آن کتاب به عبارت “دَین” تعبیر میشده است.

سوای این چند کاخ بزرگ آثاری از معبد، خلوت ها و ابنیه ی خرد و ریز دیگر نیز در آن صفه باقی است. در تُنده ی کوه بیرون از این عمارت نیز دو دخمه است و دخمه ی سومین که گویا از آن داریوش سوم بوده ناتمام مانده است، بر آن دو نیز نقوش و نام هایی کنده شده است. 6-شکل امروزی ناهمواری های ایران مربوط به کدام دوران زمین شناسی است؟ به گزارش خبرنگار مهر در شهرستان کوهدشت، غار میرملاس که امروز جز سایبانی چیزی از آن باقی نمانده است با فاصله ای حدود 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشی ها و نگاره هایی که بر دیواره های جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است بیشتر صحنه هایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می دهد.

از جبال مهمی که از این عقدهٔ کوهستانی آغاز میشود در شمال، رشتهکوههای تیانشان است که از حوالی سمرقند تا داخلهٔ ترکستان چین امتداد دارد و در جنوب کوههای کوئنلُن و قراقروم و هیمالیا که همه بموازات یکدیگر از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارند و از درههای مابین آنها هر یک رودی جاری است. عمده ترین مخزنهای طبیعی آن ، در یمگان لاجورد به حجم سه صد کیلومتر طول و ۴۷ کیلومتر عرض ، و معدن لعل در سرغیلان که ازان به علت عدم مشخص بودن محل آن استفاده صورت نمیگیرد ، میباشد .

یکی از با ارزشمندترین یادگاری ها کتیبه و نقش برجسته داریوش اول است که در روزگار داریوش هخامنشی بر دامنه این کوه حک شده است.این کتیبه که به خط میخی و سه زبان فارسی باستان، ایلامی و اکدی یا بابلی نو نگاشته شده ۲۲ متر طول و ۸/۷ متر عرض دارد. بخش بزرگی از رشته کوه البرز در راستای کنارهٔ جنوبی دریای مازندران کشیده شده که در این بخش جبههٔ شمالی البرز سرسبز و جبههٔ جنوبی آن خشک است. این کوه از قدیم متعلق به روستای چمقلو شیدا بوده .اسم روستا هم این قظیه رو ثابت میکنه .ولی در چند سال اخیر از روستای ظفر آباد به بالای کوه جاده خاکی درست کرده اند و این کوه رو هم به اسم ظفر آباد ثبت کرده اند .

در سال ۵۳۵ هجری قمری (۱۱۴۰ میلادی) غوریان شهر با شکوه غزنی را که زمانی لقب عروس شهرها را داشت به تصرف خود درآوردند. این عمارات بر طبق کتیبه هایی که از داریوش و خشایارشا باقیمانده است هرکدام نامی خاص داشته، آن چه پیشاپیش پله و دروازه ی ورود به مغرب قرار دارد. باغچه) و سَرَوُمْ (ظ:تچر) پستو یا خانه ی پسین در ضمن ذکر ابنیه و کاخ ها برده می شود و معلوم می دارد که عمارات شوش باری آتش گرفته و ویران گردیده است و جانشینان داریوش از نو آن را عمارت کرده اند. دیگر زبان فارسی باستان است که آن را “فرس قدیم” نامیده اند این همان زبانی است که بر سنگ های “بیستون”، “اَلَوَنْد”، صد ستون “تخت جمشید”، دخمه های هخامنشی، لوح های زرین و سیمین بُنلاد تخت جمشید و جاهای دیگر کنده شده است و مهم تر از همه نبشته ی بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنشی تاریخ بیرون آمدن و به شهنشاهی رسیدن و کارنامه های خود را در آن جا گزارش داده است و خطی که آثار نام برده بدان نوشته شده است خط میخی است.

زبان آنان را زبان “پرثوی” گفتند و کلمه ی پرثوی به قاعده ی تبدیل و تقلیب حروف “پهلوی” گردید و در زمان شهنشاهی آنان خط و زبان پهلوی در ایران رواج یافت و نوشته هایی از آنان به دست آمده است که قدیم ترین همه دو قباله ی ملک و باغ است که به خط پهلوی اشکانی بر روی ورق پوست آهو نوشته شده و از “اورامان کردستان” به دست آمده است و تاریخ آن به (120 پیش از میلاد مسیح) می کشد. در وادی مرودشت که رود “کور” از میانش جاری است، در دامنه ی کوه رحمت، پشت به مشرق و روی مغرب بر کمر کوه چند کاخ و عمارت بزرگ بوده است، و شهری هم – که به اغلب احتمالات “پارس” نام داشته و پیش از شهر “سْتَخْرْ” و بعد از شهر “پارسَ کْرتَ” پایتخت “فارس” بوده است و یونانیان آن را “پرس پولیس” خوانده اند – در پیرامون این عمارات وجود داشته است.

دیدگاهتان را بنویسید